{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تو_را ❤ نمی‌توانم

#تو_را ❤ نمی‌توانم
از شعـرهایم جدا ڪنم
مثل بهارنارنج از #اردیبهشت
مثل باران از پاییــز
 مثل دلتنڪَـی از #جمعـہ
مثل ردِّ پا از ڪـویرِ شـن
مثل آرامـش از #چشمهـایت
تو را نمی توانم از شعـرهایم جدا  ڪنم
مثل
#عشــــق_از_دوستت_دارم ❤
دیدگاه ها (۱)

دقت کردین وقتی بکووووب داشتیم می جنگیدیم , #دلار اینجوری بال...

برده عمارت جئون

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

dark life =22

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁹صبحِ روز بعد، آفتاب حضورش رو با ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط