{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عشق ببین باز هم از درد نوشتم

ای عشق ببین باز هم از درد نوشتم
از زردی و از فاصله ی سرد نوشتم
یکباره دلم رفت به آن لحظه دیدار
حسی به قلم داد که از مرد نوشتم
بااینکه پراز غنچه وگل بود درختان
از رنگ رخ عشق که شد زرد نوشتم
از گوهر پنهان و پر از قیمت قلبم
از بار گرانی که خمم کرد نوشتم.
خاموش و پر از کوه صدا بود کلامم
از زخم جهانی همه نامرد نوشتم
حرفی به زبان بی خبر ازدل که نگفتم
شعری که دلم بر قلم آورد نوشتم
تکرار نفس گیر تمنای حضورت
هرگوشه به دل عشق توبرگردنوشتم
دیدگاه ها (۷)

بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق ب...

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیستهی تجسم میکنم, ان نقش ...

غرق در تلخ ترین وحشت یک کابوسممن که از آمدنت مثل خزان مایوسم...

من از این فاصله هم بوی تو را می‌فهمم عطر گل کرده به گیسوی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط