{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از این فاصله هم بوی تو را میفهمم

من از این فاصله هم بوی تو را می‌فهمم
عطر گل کرده به گیسوی تو را می‌فهمم
شور شیرین تو انگار به جانم جاری‌ست
که از این دور، هیاهوی تو را می‌فهمم
گاه از آن سین سلام تو که سرسنگین است
خم افتاده به ابروی تو را می‌فهمم
یا از آن فلسفه‌ی محکم بایدهایت
منطق جبر ارسطوی تو را می‌فهمم
و از آن لحن کلامت به ادای کلمات
تلخی حرف دو پهلوی تو را می‌فهمم
گاه در قهقهه‌ی خنده‌ی گرمت، اما
عسل خالص کندوی تو را می‌فهمم
به پیامی شده یا زنگ تماسی کوتاه
من از این نقطه، تکاپوی تو را می‌فهمم
با همه دوری‌ات ای عشق به من نزدیکی
من از این فاصله جادوی تو را می‌فهمم
دیدگاه ها (۹)

غرق در تلخ ترین وحشت یک کابوسممن که از آمدنت مثل خزان مایوسم...

ای عشق ببین باز هم از درد نوشتماز زردی و از فاصله ی سرد نوشت...

دوستت دارم عزیزم ، دلبر زیبای من آشنای هر شب من ، عاشق شیدای...

گمانم عاشقی هم مثل من خون جگر خوردهتو سنگی را رها کردی که بر...

No one

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط