{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فاطمه جانمو بغل کردمو بردم بیرونو ماهو بهش نشون دادم

فاطمه جانمو بغل کردمو بردم بیرونو ماهو بهش نشون دادم
همونطور که خیره شده بود به ماهو من قربون صدقه صورت ماهش میرفتم
بهش گفتم ماهو میبینی مامان !!؟؟
ازون بالا تماشات میکنه و به خوشگلیت حسودی میکنه 🌝💛😍
دیدگاه ها (۲)

کپی از پیج دوست عزیز @ali999999برای خودم آموزنده بود گفتم د...

دکتر الهی قمشه‌‌ای چه زیبا میگوید:- وقتی نمی‌بخشید - وقتی به...

به دنبال کسی جامانده از پرواز می گردم ...

مهم نيست ديگران چطور ميبيننتهمه ى اون چيزي كه اهميت داره اين...

Novel panleo ♡ #part⁵⁴ ♡『 paniz 』شب رو خونه‌ی خاله نسرین بود...

p3 ☆☆☆☆بیو مارسل الان که قشنگ خفتم کردن نمیدونم باید چیکار ک...

پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط