{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت

✨ادامه پارت ۱۳✨


جونگکوک : هیچ معلوم هست کجایی...مردم از نگرانی لعنتی
ازش جدا شد و دوباره نگاهی به سر وعضش انداخت با دیدن چشمای قرمزش با اضطراب گفت
جونگکوک : عزیزم حالت خوبه ؟ این چه سر وعضیه ببینم کسی اذیتت کرده
با دیدن جونگکوک بغضی که اصلا تموم نشده بود باعث شد دوباره اشک هاش روی گونه هایش جاری بشن بدون هیچ حرفی محکم بغلش کند
جونگکوک متقابلا بغلش کرد و دستش‌ نوازش وار روی شونه اش می کشید
جونگکوک : گریه نکن میدونی مهد تحمل اشک هات رو نداری..‌بیا بریم تو
میتونی راه بری
بدون اینکه منتظر جوابی از طرف همسرش بشه یکی‌ از دست هایش ریز زانو هاش برد و دیگری‌ پشت کمرش و از روی زمین بلندش کرد اما اون به شدت می‌لرزید تا حدی که دندون هاش بهم میخوره جونگکوک متوجه این شد و با نگران گفت
جونگکوک : اینجوری نمیشه باید بریم بیمارستان
اما اون خیلی زود اعتراض کرد
ا،ت : نه.. خواهش میکنم منو ببر توی اتاق
این رو گفت و بدون حرف دیگه سرش رو به سینه مردونه شوهرش تکیه داد و اونم بدون حرف دیگه به سمته اتاق رفت ... وارد اتاق شدن و به آرومی همسرش روی تخت‌ گذاشت ولی اونم بلافاصله میخواست بلند بشه که جونگکوک مانع شد
جونگکوک : میگی چی شده یا نه ؟
ولی اون از شدت درد زیر دلش اصلا متوجه حرف های جونگکوک نمیشد فقد میخواست خودش رو به حموم برسونه
ا،ت : چی..چیزی نیست برم حموم خوب میشم
جونگکوک کلافه از رفتار همسرش با داده بلندی گفت
جونگکوک : بری حموم خوب میشی ... تو چت شده وضعیتو ببین
دختر کلافه از درد های روحی اش که حال درد جسمی بهش اضافه شد بود با داد گفت
ا،ت : مگه چمه...ها نکنه ازم خسته شدی درست... دیگه منو نمی‌خواهی ازم سیر شدی
چشم هاش از شدت تعجب تا آخرین حد باز شده بود
جونگکوک : هیچ معلوم هست چه مرگته...این مزخرفات چیه میگی .. خودتم نمیدونی بدوت تو حتا نمیتونم نفس بکشم
ا،ت : پس برای چی گیر میدی بهم...برای چی مدام مثل بازرس ها چکم می‌کنی
جونگکوک : لعنتی سلامتی و خوشبختی تو تنها خواسته منه... این خواسته زیادیه
اما اون دختر اروم بشو نبود بازم با فریاد گفت
ا،ت : اره خواسته زیادیه..چون من یه بدبخت نمیخواهم تو رو هم بدبخت کنم
لحظه مکث کرد و بعد گفت
ا،ت : بیا جدا شیم



خوب ا،ت رید به رابطه و احساس جونگکوک به نظرتون اینجا چی میشه حدس بزنید و توی کامنتا بنویسی حدس هرکی درست بود یه پارت هدیه براش میزارم و چون دخترای خوبی بودین و شرط ها رو به موقع رسوندین این پارت شرط ندارد پس یعنی لایک رایگان اما پشت گوش ندازید .... دوستت تون دارم
دیدگاه ها (۳۱)

✨ پارت ۱۴ ✨جونگکوک انگار خشکش زد بود و با تعجب نگاهش میکرد و...

✨ پارت ۱۵ ✨با احساس درد بدی که زیر دلش می‌پیچید پلک هاشو رو ...

✨ پارت ۱۳ ✨ا،ت : نه عزیزم تو‌ برو منم یکم دراز بکشیم حتما خو...

✨ پارت ۱۲ ✨ا،ت : اره..لعن...لعنتی من ...دارم زیر بار...این د...

عشق مافیا

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط