بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلم

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلم
لب نمیبیند دگر اخطار و انکارت گلم

سرخی از لبهای تو مهمان شود برگونه ام
سخت میریزد به هم سر خط افکارت گلم

لحظه همراهی چشمان تو با چشم من
نم نم احساس تو از دیده میبارد گلم

عشق در این معرکه میتازد و دل میبرد
از من عاشق دمی وز قلب بیمارت گلم

شهوت و شور و شراب ناب انگوری کنون
در حریم عشق بر لب بوسه میکارم گلم

صحبت روی تو را چشمم نمیبخشد به کس
دولت عشق است چون، باشم خریدارت گلم
دیدگاه ها (۲)

به تو عادت کرده بودم ای به من، نزدیک تر از منای حضورم از تو ...

بی وفا،من در هوایت،بی هوا بغضم گرفتبی صدا سوزِ صدایت،بی هوا ...

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

به شب و پنجره بسپار که برمی گردمعشق را زنده نگه دار که بر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط