{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شب و پنجره بسپار که برمی گردم

به شب و پنجره بسپار که برمی گردم
عشق را زنده نگه دار که بر می گردم

بس کن این سرزنش"رفتی و بد کردی"را
دست از این خاطره بردار که بر می گردم

دو سه روزی هم- اگر چند- تحمل سخت است
تکیه کن بر تن دیوار که بر می گردم

بین ما پیشترک هر سخنی بود گذشت
عاشقت می شوم این بار که بر می گردم

گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی
به همان دیده بیدار که بر می گردم

پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار
روی رف آیینه بگذار که بر می گردم

پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجره بسپار که برمیگردم.
دیدگاه ها (۲)

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی داردکه این دیوانه هرگز سنگ...

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انک...

یک نفر آمد و سهم ِدل ِتنهایم شدآمد و علّت ِبیداری ِشبهایم شد...

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !بی ریا غربت ویرانه ی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 55صدایی که از غم تشکیل شده بود صورتی که خش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط