به شب و پنجره بسپار که برمی گردم
به شب و پنجره بسپار که برمی گردم
عشق را زنده نگه دار که بر می گردم
بس کن این سرزنش"رفتی و بد کردی"را
دست از این خاطره بردار که بر می گردم
دو سه روزی هم- اگر چند- تحمل سخت است
تکیه کن بر تن دیوار که بر می گردم
بین ما پیشترک هر سخنی بود گذشت
عاشقت می شوم این بار که بر می گردم
گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی
به همان دیده بیدار که بر می گردم
پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار
روی رف آیینه بگذار که بر می گردم
پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجره بسپار که برمیگردم.
عشق را زنده نگه دار که بر می گردم
بس کن این سرزنش"رفتی و بد کردی"را
دست از این خاطره بردار که بر می گردم
دو سه روزی هم- اگر چند- تحمل سخت است
تکیه کن بر تن دیوار که بر می گردم
بین ما پیشترک هر سخنی بود گذشت
عاشقت می شوم این بار که بر می گردم
گفته بودی دو سحر چشم به راهم بودی
به همان دیده بیدار که بر می گردم
پرده ی تیره ی آن پنجره ها را بردار
روی رف آیینه بگذار که بر می گردم
پشت در را اگر انداخته ای حرفی نیست
به شب و پنجره بسپار که برمیگردم.
- ۱.۷k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط