دلم گرفته ....
دلم گرفته ....
دلی که گرفته باشد را هیچ کس نمی تواند باز کند...
مگر همان کسی که دلیل گرفتگی آن باشد...
دلتنگی ها که روی هم جمع شوند می شوند یک عالم دل گرفته ...
و من دلتنگی هایم را این روزها حتی با نوشتنشان هم نمی توانم تسکین دهم...
می گویم فراموشت می کنم...!
اما نمی دانم چرا میان این همه شلوغی،دلم به گونه ای عجیب،هوای بودن تو را می کند انگار دلم عادت کرده،به صبح بخیر تو. به شب بخیر تو .به لحظه لحظه بودن تو...
گاهی یک غم آنقدر بزرگ می شود که خودت هم نمی دانی چرا قبل از خودت بزرگ شده اند...
سنگین است فهمیدنه بعضی درد ها...
و دردهای من قبل از خودم بزرگ شده اند...
شاید درمانی نباشد جز برگشتن تو...!یا برگشتن من به دورازتو. ..
دلی که گرفته باشد را هیچ کس نمی تواند باز کند...
مگر همان کسی که دلیل گرفتگی آن باشد...
دلتنگی ها که روی هم جمع شوند می شوند یک عالم دل گرفته ...
و من دلتنگی هایم را این روزها حتی با نوشتنشان هم نمی توانم تسکین دهم...
می گویم فراموشت می کنم...!
اما نمی دانم چرا میان این همه شلوغی،دلم به گونه ای عجیب،هوای بودن تو را می کند انگار دلم عادت کرده،به صبح بخیر تو. به شب بخیر تو .به لحظه لحظه بودن تو...
گاهی یک غم آنقدر بزرگ می شود که خودت هم نمی دانی چرا قبل از خودت بزرگ شده اند...
سنگین است فهمیدنه بعضی درد ها...
و دردهای من قبل از خودم بزرگ شده اند...
شاید درمانی نباشد جز برگشتن تو...!یا برگشتن من به دورازتو. ..
- ۲.۸k
- ۰۷ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط