{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو ( سر گذشت ) :

پارت دو ( سر گذشت ) :


دیگر هشت سالش بود . وقتی داشت داخل اتاقش کتاب عملی میخوند پدر فلان فلان شده اش اومد و کتاب رو ازش گرفت و گوشه ای با شدت پرت کرد و موهای یویی رو گرفت و کشید و بلندش کرد و با لحن تحقیر آمیز و بلند و ترسناک گفت : تو حالا دیگه برای من کتاب میخونی حرومی؟ تو الان مگه نباید کار کنی و خرج من رو بدی ؟

اون موقع کلی کتکش زد جوری که تقریبا بی هوش شد . درحالی که روی زمین افتاده بود با چشم های نیمه باز داشت به پدرش نگاه می‌کرد که به میز تکیه داده بود و نفس نفس میزد . اون موقع توی چشم های یویی برق انتقام و ... های دیگه بود و با خودش میگفت : من حتما میکشمت!!!! تو باید بمیری!! وجود تو اشتباه هست!!!!!!!!!

بعد با تمام توانی که داشت با کله اش به شکم کیریو زد که باعث شد اون پخش زمین بشه و یویی هم با تمام سرعت عروسک اش رو برداشت و به بیرون دوید

#انیمه #مای هیرو #ناروتو #انیمه #دکو #باکوگو #شوتو

♡[ ببخشید زیاد نبود 😅] ♡
دیدگاه ها (۱)

سر گذشت( پارت ۳ ) با تمام توان فرار کرد و فرار کرد و فرار کر...

اخی🥲

اگه دوستش داشتید نظر بدین تا پارت بعد هم بنویسم (پارت یک سر ...

خیلی خوب بالاخره میخوام فیک بنویسم باکودکو نیست ببخشید فعلا ...

𝑝𝑎𝑟𝑡7اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛نوشته های داخل نامه:(از زبون یونگی)سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط