{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساده بودی مث سایه ..

ساده بودی مث سایه ..
مث شبنم رو شقایق
مث لبخند سپیده ..
مث شب گریه‌ی عاشق
بی تو شب دوباره آینه ..
روبروی غم گرفته
پنجره بازه به بارون ..
من ولی دلم گرفته
واژه رنگ زندگی بود ..
وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود ..
وقتی از تو می‌سرودم
وقت راهی شدن تو ..
کفترا شعرام‌و بردن
چشام از ستاره سوختن ..
من‌و به گریه سپردن
رفتی و شب پر شد از من ..
از من و دلواپسی‌ها
رفتی و من‌و سپردی ..
به زوال اطلسی‌ها
واژه رنگ زندگی بود ..
وقتی تو فکر تو بودم
عطر گل با نفسم بود ..
وقتی از تو می‌سرودم
ایرج جنتی عطایی
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

وقتی لب تو خنده زد

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

نشان سوخته.

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط