{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بار در حال صحبت بودیم و جهاد گفت: ببین جواد، سید حسن پ

یک بار در حال صحبت بودیم و جهاد گفت: ببین جواد، سید حسن پدرم است، سید حسن نگهبانم است، منظورش این بود که در اطلاعت کردن و محبت کردن سید، مثل پدرش بود. حتی در کمک خواستن از او سید مثل پدرش بود. و بار خود را بر دوش هیچکس نمی انداخت حتی وقتی مشکلات داشت. میگفت محاله که من با سید تماس بگیرم او خودش نگرانی های زیادی دارد‌.

راوی سید جواد نصرالله .

#جهاد_مغنیه
دیدگاه ها (۱)

شهادت هنر جادوانه تاریخ است .

شهادت پایان نیست آغاز است..#شهید_جهاد_مغنیه #شهید_محمد_حسین_...

شهادت یعنی متفاوت به آخر رسیدن وگرنه مرگ پایان همه قصه هاست

السلام علیک جعفر بن محمد الصادق

Novel panleo ♡ #part⁵³ ♡『 paniz 』با درد از خواب پریدم و دستی...

تک پارتی از جیمین-----------------------------------●●●●●●●♡...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط