{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک رنگ های درد

فیک رنگ های درد
پارت ¹

ا.ت:هوای بیرون بارونی بود، اما من وسط یه فضای گرم و پر از رنگ و تابلو، ایستاده بودم. اسمش تهیونگ بود؛ نقاشی که همه‌جا حرفش بود، اما هیچ‌کس واقعاً نمی‌شناختش.

گالری کوچک و تاریکی بود، ولی نور متمرکز روی تابلوها باعث می‌شد هر ضربه قلم‌مو با وضوح دیده بشه. یه سری تابلو بود که انگار درد و خشم و آرامش رو با هم تو خودشون داشتن.

نگاهم افتاد به یه تابلو که انگار یه صورت نیمه‌محو شده بود، چشم‌هاش سرد و بی‌رحم، اما پر از حرف و داستان. دست خودم نبود، بهش نزدیک‌تر شدم.

دلم می‌خواست با روانشناسی که توی دانشگاه خوندم، لایه‌های پنهان این نقاشی‌ها رو بخونم. انگار که یه زخمِ قدیمی رو نشون می‌داد، زخمی که پر از خشم و تسلط بود.

یکی کنارم ایستاده بود. مردی با چشمان سرد و یه لبخند نیمه‌طعنه‌آمیز.

«می‌بینی؟» صدای مرد آرام و عمیق بود. «این‌ها فقط نقاشی نیستن. این‌ها بازی با تاریکی درونی منه.»

برگشتم و نگاهش کردم. تهیونگ بود.

یه حس عجیبی بهم دست داد؛ یه ترکیب از ترس و کنجکاوی. حس کردم وارد دنیایی شدم که فقط حرفه‌ای‌ها نمی‌تونند از پسش بربیان.

تهیونگ:«تو روان‌شناسی، مگه نه؟» گفت و یه لبخند سرد زد.

ا.ت:«آره. و می‌دونم که هیچ چیزی تو این تابلوها اتفاقی نیست.»

لحظه‌ای سکوت کردیم و من فهمیدم این آغاز یه رابطه‌ی پیچیده‌س؛ رابطه‌ای که قراره من رو به عمق درد و رنگ‌های پنهان ببره.


---
دیدگاه ها (۱)

فیک رنگ های درد پارت ² ا.ت:بعد از دیدن تابلوها و حرف‌های تهی...

فیک رنگ های درد پارت³ا.ت:آبِ بارون آرام آرام روی پنجره‌ها سر...

فیک درخواستی

فیک مرد من پارت ۷۷بچه ها این پارت اسماته بیاین تو کامنتا🌚

#تکپارتی •وقتی حجم دهنده فلفلی زدی که اعضا می بوسنتچان:ا/ت ا...

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط