می‌خواهم بشناسمت. تو را بخوانم، تو را بشنوم. شاید کم و بی

می‌خواهم بشناسمت. تو را بخوانم، تو را بشنوم. شاید کم و بیش چیزهایی بدانم از تو اما نه آنقدر که راضی‌ام کند. مثلاً می‌دانم عاشق کوهستانی، هوای بارانی حالت را خوب می‌کند. عطر دیوارهای کاه‌گلی دیوانه‌ات می‌کند و عشقت پرواز است. حتی این را هم می‌دانم که از ورود ممنوع رفتن متنفری و در حرکت با دنده عقب اتومبیل مهارت فوق العاده‌ای داری. از هر ورزشی مقداری می‌دانی و خواب بعد از ظهرت ترک نمی‌شود. از غذاهای ساده، املت را دوست‌داری ولی قرمه سبزی رویایی‌ات می‌کند. رنگ های سفید و سیاه را در لباس هایت بیشتر استفاده می کنی و تقریباً هر چند شب یکبار چند دقیقه ای با دوست دوران کودکی‌ات به گپ‌زدن می گذرانی و غروب ها کمی غمگین می شوی. اما این ها کافی نیست. در این روزگار که آدم ها به خودشان زحمت جستجو در روحیات و خلقیات عزیزانشان را نمی دهند کلیشه های پیش روی همه، خیال مرا آسوده نمی کند. می خواهم بدانمت، بیشتر. می خواهم آنچه را که نمی گویی بشنوم. مثلاً کدام قله تو را از خودت بالاتر برد؟ در زیباترین پروازت آسمان را چقدر در دسترس دیدی؟ خواب هایت بیشتر رنگی است یا سفید و سیاه؟ تمام غروب‌های سخت را به چه خیالی طی می‌کنی؟ راستی، تو بگو خود تو چقدر مرا می‌دانی؟


#رادیو_هفت_انقضا_ندارد : ) :
دیدگاه ها (۹)

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

ای که می خواهم تو را از هر نگاری بیشتربی قرار اَت می شوم در ...

عاشقانه های شبنم

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

#جانا؛نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آت...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

«در سکوتِ شب، قدم‌هایت را می‌شنوم…»بعد از رفتنت، سکوت را انت...

موسیقی

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط