{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حوالی رویا هایم که قدم میزنم!

حوالی رویا هایم که قدم میزنم!
میبینم خیابان را با بوی باران دوست دارم.
خودم را با بوی تو....!
دیدگاه ها (۳)

مداد رنگیها مشغول بودندبه جزمداد سفید، هیچکس به اوکار نمیداد...

 یه روز ؛ یه پیرمرد نامه ای به پسرش که زندان بود نوشت ... ...

توحموم بودم ...مادرم اومده در زده میگه : فرزاد فرزين میشناسی...

کاش ميشد يک لحظه جايمان را با هم عوض کنيم شايد تو ميفهميدى چ...

با من قهوه می‌نوشی؟قدم با منخیابان را؟و دستانم به دستتجان‌فش...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

در دنیای منیک تو کافیست تا بهشت را همین حوالی خودم شانه به ش...

میبینم پستمو گزارش کردید حذف شده.. بوبول فیل از پهنا تو شاشد...

حـــــوالي دلتدر یڪ ڪنج آرام...جایي بـــــــراے خستڪَے هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط