{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره داشت نماز می خوند

دختره داشت نماز می خوند



یکی از کنارش رد شد گفت افرین!
نمازشو قطع کرد گفت تازه ،روزه ام هستما.
میای منو بگیری؟



نخندین شوهر کمه درکشون کنین
دیدگاه ها (۱۹)

نمی ذارمـــ ـــــــ تو رو از » مــــــــــن » بگیرندحتی تو ع...

کامنت

مـا فڪــرڪــردیـــم مـا بـــودیــم اونـم بـودولـے قسمت نبـود...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.14(روایت از زبان ا.ت)ت...

{فروخته شده}

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p24جیمین مستقیم به چشم‌هاش نگاه کرد.«فعلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط