او هزار زن در یک بدن بود.
او هزار زن در یک بدن بود.
هم زمان شکننده و قوی،
شیرین و سرکش
طوفانی و آرام
.
تصمیم گرفتم زن تنهایی هایم باشم.
کفشهای پاشنه بلندم را پوشیدم و در شهر قدم زدم
بی آنکه دستی در دستم باشد یا وعده ای در جیبم
به خودم گفتم اگر قرار است کسی را دوست داشته باشم
بگذار اول از این زنی شروع کنم که یاد گرفته با سایه اش برقصد
مصطفی نیشابوری.
هم زمان شکننده و قوی،
شیرین و سرکش
طوفانی و آرام
.
تصمیم گرفتم زن تنهایی هایم باشم.
کفشهای پاشنه بلندم را پوشیدم و در شهر قدم زدم
بی آنکه دستی در دستم باشد یا وعده ای در جیبم
به خودم گفتم اگر قرار است کسی را دوست داشته باشم
بگذار اول از این زنی شروع کنم که یاد گرفته با سایه اش برقصد
مصطفی نیشابوری.
- ۱.۲k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط