{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

غمگینم میکرد اما نمی توانستم رهایش کنم گمان میکردم او آخر

غمگینم میکرد اما نمی توانستم رهایش کنم گمان میکردم او آخرین کسی است که در من حسی ایجاد میکند.



نتوانسته بودم حتی با گذر زمان تو را فراموش کنم
تو باید در قلبم می ماندی
در گریه های شبانه ام در رویاهایم
و در تمام یادش بخیر هایم.
باید در من زنده می ماندی
تا هرگز
آن روزهایی را که سرانجام به آزادی من انجامیدند
از یاد نبرم
دیدگاه ها (۴)

من مانده ام میان دوست داشتنی که هنوز نفس میکشد و نبودنی که ه...

به قدر کافی زیبا بودیاما راهی به سویت نداشتم این نیمه غمگین ...

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط