{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*¹¹

رفتم سرمیزم نشستم خیلی ذوق داشتم ولی من هنوز رئیس ندیده بودم و نمیشناختم رفتم تو اتاقش
تق تق تق
و رفتم داخل صندلیش رو به پشت بود
ا.ت: خواستم بگم که من منشی جدیدتون هستم
صندلیشو برگردوند وایی نه این اینجا چیکار میکنه جونگکوک
کوک: منشی جدیدم؟
فقط بهش زل زده بودم
کوک: ا.ت
ا.ت: بله
کوک: منشی جدیدمی
ا.ت: ها اره
کوک: خب کارتو شروع کن
ا.ت: باشه
کوک: اینو بدون باشه بله حتما ندارم فقط باید بگی چشم
ا.ت: چشم درو بستم یعنی من اومدم تو شرکت جونگکوک امکان نداره اونم منو شناخت یعنی برم از اینجا ولی فرصت خوبی برام بمونم یا برم دو دل بودم تا دو یا سه روز اینجا کار میکنم اگه بهم بی احترامی کرد دیگه اونموقع که میرم نشسته بودم که صدای تق تق کفش پاشنه بلندی میشنیدم یه خانم بود عینک زده بود سرشو پایین انداخت خواست بره تو اتاق رئیس
ا.ت: هی خانم
گفت: بله
ا.ت: باید اول هماهنگ کنم بعد
گفت: مگه نمیدونی من کیم
ا.ت: من امروز کارمو شروع کردم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۸)

fake kookpart*¹²ا.ت: من امروز کارمو شروع کردمگفت: پس دیگه با...

fake kookpart*¹³داشتیم باهم حرف میزدیم میخندیدیم که در باز ش...

fake kookpart*¹⁰فردااز خونه رفتم بیرون تو خیابونا یه چرخی زد...

fake kookpart*⁹رفتم خونهم: اومدیا.ت: مامان م: جانما.ت: اخراج...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

love in the dark④④تو این یک ماه خودم تنها بودم کسی نبود جونگ...

کوک : راستی ا. ت من به یک مهمونی دعوتم با من میای؟ا. ت : امم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط