چند پارتی جین
چند پارتی جین
پارت³
بعد از کنده کاری به خونه ات رفتی، یه دوش ۱۰ دقیقه ای گرفتی و یه لباس رسمی تر پوشیدی یعنی کت و شلوار پوشیدی ، موهاتو بالا سرت گرد بستی و به رستوران رفتی که بچه های کلاس داخلش قرار گذاشتن و داخل راه مشتاق بودی تا دوباره جین رو ببینی.
توی ماشینت که بودی چشمت خورد به اون دفتر خاطرات .در حین رانندگی برش داشتی و داخل کیفت گذاشتی و ناراحت بودی از اینکه نتونستی کپسول زمانت رو پیدا کنی .
به رستوران رسیدی، از ماشینت پیاده شدی و وارد رستوران شدی . در طول مسیری که برسی به میز وقتی راه میرفتی پاشنه های کفشت تق تق میکرد وموجب شده بود که همه ی نگاه هاو حواس ها روی تو باشه. بالاخره به میزی رسیدی که هم کلاسی هات دورش جمع بودن اما جین رو اطراف میز ندیدی !
کم کم جنی و لیسا هم اومدن و به جمع ملحق شدن؛ دیگه کم کم تصمیم گرفتین غذا هارو سفارش بدین اما تو از رستوران بیرون رفتی و به جین زنگ زدی .
بعد از دوتا بوق خوردن جواب داد و گفت: الو، بفرمایید .
صدات رو صاف کردی و گفتی : سلام جین،ا/ت ام.
_ آها ، سلام کاری داشتی؟
+ میخواستم بپرسم برای شام نمیای؟
_ شام ؟ چه شامی؟
+ یادت رفته ؟ بچه ها قرار گذاشتن امشب بیایم رستوران .
_ ای وای! اصلا یادم نبود ، الان راه میفتم لوکیشن بفرست.
+ باشه ، خدافظ .
سریع تلفن رو قطع کردی و برای جین لوکیشن فرستادی .
هوای شب یکم سرد بود و تو کُتِت داخل رستوران مونده بود.بعد ده دقیقه جین رسید وقتی از ماشینش پیاده شد ، به سمتش رفتی و اون خیلی غیر منتظره بغلت کرد و دم گوشت گفت : مرسی که بهم خبر دادی بیام!
از آغوشش بیرون اومدی و گفتی: خواهش میکنم ، کاری نکردم .
وقتی دستش دور بازوهات حلقه شده بود متوجه شد پوستت یخ کرده ؛ پس کتش رو در آورد و دور تو انداخت و گفت : بیا بریم داخل، یخ کردی.
دستش رو با دوسانت فاصله دورت حلقه کرد و با هم وارد رستوران شدین .
وقتی وارد شدین ، همه همکلاسی هاتون نگاه های معنا داری بهم میکردن که یهو یکی از پسر هایی که تو دوران مدرسه شر و قلدر بود پرسید: نکنه شما دوتا با هم قرار میذارین ؟
یهو گونه های جین و تو سرخ شد ، تا جین اومد صحبت کنه تو با دستپاچگی گفتی: معلومه که نه !
جین نا امیدانه نگاهت کرد و به سمت صندلیت هدایتت کرد وخودش روبروی تو نشست.
وقتی نشستین سفارشاتون رسیدن و همه اتون شروع کردین به خوردن و نوشیدن .
این هم پارت سوم منتظر پارت های بعدی باشین😘
پارت³
بعد از کنده کاری به خونه ات رفتی، یه دوش ۱۰ دقیقه ای گرفتی و یه لباس رسمی تر پوشیدی یعنی کت و شلوار پوشیدی ، موهاتو بالا سرت گرد بستی و به رستوران رفتی که بچه های کلاس داخلش قرار گذاشتن و داخل راه مشتاق بودی تا دوباره جین رو ببینی.
توی ماشینت که بودی چشمت خورد به اون دفتر خاطرات .در حین رانندگی برش داشتی و داخل کیفت گذاشتی و ناراحت بودی از اینکه نتونستی کپسول زمانت رو پیدا کنی .
به رستوران رسیدی، از ماشینت پیاده شدی و وارد رستوران شدی . در طول مسیری که برسی به میز وقتی راه میرفتی پاشنه های کفشت تق تق میکرد وموجب شده بود که همه ی نگاه هاو حواس ها روی تو باشه. بالاخره به میزی رسیدی که هم کلاسی هات دورش جمع بودن اما جین رو اطراف میز ندیدی !
کم کم جنی و لیسا هم اومدن و به جمع ملحق شدن؛ دیگه کم کم تصمیم گرفتین غذا هارو سفارش بدین اما تو از رستوران بیرون رفتی و به جین زنگ زدی .
بعد از دوتا بوق خوردن جواب داد و گفت: الو، بفرمایید .
صدات رو صاف کردی و گفتی : سلام جین،ا/ت ام.
_ آها ، سلام کاری داشتی؟
+ میخواستم بپرسم برای شام نمیای؟
_ شام ؟ چه شامی؟
+ یادت رفته ؟ بچه ها قرار گذاشتن امشب بیایم رستوران .
_ ای وای! اصلا یادم نبود ، الان راه میفتم لوکیشن بفرست.
+ باشه ، خدافظ .
سریع تلفن رو قطع کردی و برای جین لوکیشن فرستادی .
هوای شب یکم سرد بود و تو کُتِت داخل رستوران مونده بود.بعد ده دقیقه جین رسید وقتی از ماشینش پیاده شد ، به سمتش رفتی و اون خیلی غیر منتظره بغلت کرد و دم گوشت گفت : مرسی که بهم خبر دادی بیام!
از آغوشش بیرون اومدی و گفتی: خواهش میکنم ، کاری نکردم .
وقتی دستش دور بازوهات حلقه شده بود متوجه شد پوستت یخ کرده ؛ پس کتش رو در آورد و دور تو انداخت و گفت : بیا بریم داخل، یخ کردی.
دستش رو با دوسانت فاصله دورت حلقه کرد و با هم وارد رستوران شدین .
وقتی وارد شدین ، همه همکلاسی هاتون نگاه های معنا داری بهم میکردن که یهو یکی از پسر هایی که تو دوران مدرسه شر و قلدر بود پرسید: نکنه شما دوتا با هم قرار میذارین ؟
یهو گونه های جین و تو سرخ شد ، تا جین اومد صحبت کنه تو با دستپاچگی گفتی: معلومه که نه !
جین نا امیدانه نگاهت کرد و به سمت صندلیت هدایتت کرد وخودش روبروی تو نشست.
وقتی نشستین سفارشاتون رسیدن و همه اتون شروع کردین به خوردن و نوشیدن .
این هم پارت سوم منتظر پارت های بعدی باشین😘
- ۷.۳k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط