چند پارتی جین
چند پارتی جین
پارت²
بعد سخنرانی مدیر یواشکی به سمت باغچه ای رفتی که داخلش یه کپسول زمان خاک کرده بودی و داخل اون کپسول زمان،برای آینده ات نامه نوشته بودی.
یه بیل کوچیک از تو کیفت در آوردی تا باغچه رو بکنی اما تا اینکه اومدی وارد باغچه بشی یکی مچ دستت رو گرفت و کشیدت کنار .
سرتو چرخوندی و با چهره ملایم و مهربون جین روبه رو شدی.
چند ثانیه تو چشمای هم خیره شدین که جین سکوت رو شکوند و پرسید : ا/ت بودی درسته ؟
به دستش که مچ دستت رو گرفته بود نگاه کردی و گفتی : آره ، تو هم حین بودی ، درسته ؟
لبخندی زد و گفت : آره ، خوب یادت مونده !
در جوابش لبخند مهربانه ای زدی و به دستش که مچت رو گرفته بود اشاره کردی و اون دستش رو جدا کرد و گفت : خیلی خوشگل تر شدی البته خوشگل بودی ها ، ولی خیلی متفاوت شدی .خانم تر شدی!
با هر تعریفش صورتت گل مینداخت و سرخ تر میشد که تو گفتی: فکر نمیکردم انقدر تغییر کنی ، الان خیلی بلند تر شدی و فکر کنم دیگه اون پسر آروم و خجالتی نباشی .
لبخند ملیحی زدی و متوجه شدی جین هم از شدت خجالت سرخ شده .
چند ثانیه داخل چشمای هم نگاه کردین .جین یهو گفت : میتونم شماره ات رو داشته باشم ؟ البته به عنوان یه دوست ...
لبخندی زدی و گفتی : البته ، خب بنویس ...
گوشی اش رو در آورد و شماره ات رو با اسمت به همراه یه استیکر قلب ذخیره کرد .
وقتی گوشیش رو گذاشت داخل جیبش ، گفت: راستی ، چرا اومدی اینجا ؟ بچه ها تو سالن اجتماعات جمع شدن .
با دست پاچگی گفتی: راستش میخواستم یه کاری کنم ، حالا زیاد مهم نیستش . میای بریم داخل سالن اجتماعات ؟
لبخندی به حالت معصومانه ات زد و گفت : آره بریم.
تو و جین با هم به سالن رفتین و با دوستاتون کلی بازی های گروهی کردین و خاطرات اون دوران رو تعریف کردین .
از ساعت ۹ صبح که توی مدرسه بودین ، تا ساعت ۸ شب بازی کردین و مسخره بازی در آوردین ، دوباره زمانی که اومدین برین بچه های کلاس برای ساعت ۱۰ شب توی یکی از رستوران های اطراف قرار گذاشتن وقرار شد دوباره ساعت ۱۰ هم دیگه رو ببینید.
وقتی مطمئن شدی همه رفتن ، با بیلچه ات به سمت همون باغچه رفتی و زیر درخت آلبالو رو کندی . اما به جای اینکه کپسول زمانت رو پیدا کنی ، یه دفتر خاطرات پیدا کردی که داخل یه پلاستیک پیچیده شده بود .
این هم پارت ۲ امیدوارم تا اینجا ازش خوشتون اومده باشه و اینکه حتما حمایت کنید و نظراتتون رو بهم بگید💜💋
پارت²
بعد سخنرانی مدیر یواشکی به سمت باغچه ای رفتی که داخلش یه کپسول زمان خاک کرده بودی و داخل اون کپسول زمان،برای آینده ات نامه نوشته بودی.
یه بیل کوچیک از تو کیفت در آوردی تا باغچه رو بکنی اما تا اینکه اومدی وارد باغچه بشی یکی مچ دستت رو گرفت و کشیدت کنار .
سرتو چرخوندی و با چهره ملایم و مهربون جین روبه رو شدی.
چند ثانیه تو چشمای هم خیره شدین که جین سکوت رو شکوند و پرسید : ا/ت بودی درسته ؟
به دستش که مچ دستت رو گرفته بود نگاه کردی و گفتی : آره ، تو هم حین بودی ، درسته ؟
لبخندی زد و گفت : آره ، خوب یادت مونده !
در جوابش لبخند مهربانه ای زدی و به دستش که مچت رو گرفته بود اشاره کردی و اون دستش رو جدا کرد و گفت : خیلی خوشگل تر شدی البته خوشگل بودی ها ، ولی خیلی متفاوت شدی .خانم تر شدی!
با هر تعریفش صورتت گل مینداخت و سرخ تر میشد که تو گفتی: فکر نمیکردم انقدر تغییر کنی ، الان خیلی بلند تر شدی و فکر کنم دیگه اون پسر آروم و خجالتی نباشی .
لبخند ملیحی زدی و متوجه شدی جین هم از شدت خجالت سرخ شده .
چند ثانیه داخل چشمای هم نگاه کردین .جین یهو گفت : میتونم شماره ات رو داشته باشم ؟ البته به عنوان یه دوست ...
لبخندی زدی و گفتی : البته ، خب بنویس ...
گوشی اش رو در آورد و شماره ات رو با اسمت به همراه یه استیکر قلب ذخیره کرد .
وقتی گوشیش رو گذاشت داخل جیبش ، گفت: راستی ، چرا اومدی اینجا ؟ بچه ها تو سالن اجتماعات جمع شدن .
با دست پاچگی گفتی: راستش میخواستم یه کاری کنم ، حالا زیاد مهم نیستش . میای بریم داخل سالن اجتماعات ؟
لبخندی به حالت معصومانه ات زد و گفت : آره بریم.
تو و جین با هم به سالن رفتین و با دوستاتون کلی بازی های گروهی کردین و خاطرات اون دوران رو تعریف کردین .
از ساعت ۹ صبح که توی مدرسه بودین ، تا ساعت ۸ شب بازی کردین و مسخره بازی در آوردین ، دوباره زمانی که اومدین برین بچه های کلاس برای ساعت ۱۰ شب توی یکی از رستوران های اطراف قرار گذاشتن وقرار شد دوباره ساعت ۱۰ هم دیگه رو ببینید.
وقتی مطمئن شدی همه رفتن ، با بیلچه ات به سمت همون باغچه رفتی و زیر درخت آلبالو رو کندی . اما به جای اینکه کپسول زمانت رو پیدا کنی ، یه دفتر خاطرات پیدا کردی که داخل یه پلاستیک پیچیده شده بود .
این هم پارت ۲ امیدوارم تا اینجا ازش خوشتون اومده باشه و اینکه حتما حمایت کنید و نظراتتون رو بهم بگید💜💋
- ۲.۸k
- ۱۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط