«نه دلیل عقلی برای اثبات ولایت فقیه»
«نه دلیل عقلی برای اثبات ولایت فقیه»
«دلیل هفتم»
برای خواندن دلایل قبلی به پست های پیج مراجعه کنید
7.راههای آسیبپذیری افراد عادی
1- از راه هوسهای درونی، من این بحث را در ده، بیست تا دانشگاه گفتم. منتهی نمیدانم در تلویزیون هم گفتم یا نگفتم؟ ولی وقتی گفتم تمام دانشجوها و اساتید دانشگاه تحسین کردند. چون همینطور فرمول ریاضی است. از چهارراه انسان گزیده میشود. یا از هوسهای درونی است. هوسش است دست به یک کاری میزند بعد میبیند بد شد. دنبال هوسش رفت. یا از راه فشار بیرونی است. تحریکات بیرونی، پولش میدهند، رشوهاش میدهند، با پول، تهدید، فحشش میدهند، طومار مینویسند، راهپیمایی میکنند، یک موجی راه میاندازند و او را هل میدهند. یا از بیرون او را تحریک میکنند. یا از هوس است. یا بیخبری است.
جهل، از راه جهل است. جاده را نمیداند میرود در دره میافتد. این غذا را نمیداند مسموم است میخورد مریض میشود. فقیه از این سه راه بیمه است. فقیه از راه جهل بیمه است. این راه بسته است چرا؟ برای اینکه فقیه باید اعلم باشد. باسواد ترین! یا واقعاً اعلم اعلم باشد، یا بین چند نفر که یکی از این چند نفر اعلم هستند. پس جهل نیست، از راه جهل گول نمیخورد. از راه هوسهای درونی هم بیمه است. چرا؟ چون در روایات مرجعیت مینویسند، اینکه می نویسم حدیث است. مینویسند «مخالفاً لهواء» شرط مرجع تقلید و فقیه این است که هوا پرست نباشد. از راه تحریکات بیرونی هم مصون است. چرا؟ برای اینکه شرط فقیه این است که عادل باشد. عادل یعنی چه؟ من عادل را به چربی مثال میزنم. دست شما که چرب است آب میریزی این چربی پس میزند. عادل یعنی انسان یک حالتی دارد به گناه که میرسد گناه را پس میزند. یعنی نمیشود در روحش اثر گذاشت. بله فقیه از یک راه ممکن است اشتباه کند. و آن این است که تجدید نظر، امروز یک مطالعه میکند، نظرش برمیگردد. تجدید نظر در عمرش چند بار؟ مثلاً یک مرجع تقلید که رسالهاش پنج هزار تا مسأله دارد با کم و زیادش، ممکن است پنج تا از این مسائل را تجدید نظر کند. خوب وقتی دست ما به امام معصوم نمیرسد، دنبال چه کسی برویم؟ لااقل فقیه از سه راه بیمه است. ممکن است اطلاعاتش، تجربهاش به مرور اضافه شود، ولذا همهی پروفسورهای دنیا علمیترین کتابها را هم که نوشتند، مثلاً مینویسند چاپ هفدهم با تجدید نظر! یعنی تجدید نظر قابل پذیرش است در دنیای علم.
آن خدایی که به خاطر حکمت دست بشر را در دست پیغمبر گذاشته بعد هم در دست اهل بیت گذاشته، بعد از اهل بیت در زمان غیبت اهل بیت، باید دست ما را در دست یک کسی بگذارد. رها کردن بشر حکیمانه نیست. عقل قبول نمیکند. یک مدیر،کارخانه را رها نمیکند. یک ماشین رانندهاش را... آخر مگر میشود بشر رها شود؟ بعد از غیبت هیچی به هیچی!
همین مهندسی که اینجا را ساخته اگر خراب کند، دوباره خواسته باشد بسازد، ممکن است یک جای این ساختمان را تجدید نظر کند. نقشش را عوض کند. و لذا نگاه میکنیم مهندسهای درجه یک ساختمانهایی که در یک خیابان میسازند، ساختمان شانزدهم با پانزدهم فرق میکند. پانزدهم با سیزدهم فرق میکند. این تجدید نظر در دنیا قابل قبول است. ببینید دلیل ولایت فقیه چیست؟ انسان زندگیاش اجتماعی است. در زندگی اجتماعی درگیری میشود، در درگیری قانون میخواهیم، قانونگذار باید کسی باشد که تحت تأثیر هوسها نباشد، اطلاعاتش هم جامع و کامل باشد. و او فقط خداست. قانون فقط خداست. «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ» خداوند قانونش را از طریق انبیاء گفته، وقتی پیغمبر و امام نیست اگر مردم رها شود این خلاف حکمت خداست. یعنی خداوند نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله عادل نیست. که برای یک گروهی پیغمبر بفرستد، برای یک گروهی امام بفرستد ما هم همینطور به امید خدا رها کند! بگوید: بروید دنبال کارتان!
آن خدایی که به خاطر حکمت دست بشر را در دست پیغمبر گذاشته بعد هم در دست اهل بیت گذاشته، بعد از اهل بیت در زمان غیبت اهل بیت، باید دست ما را در دست یک کسی بگذارد. رها کردن بشر حکیمانه نیست. عقل قبول نمیکند. یک چوپان بزغالههایش را رها نمیکند، یک مدیر کارخانه، کارخانه را رها نمیکند. یک ماشین رانندهاش را... آخر مگر میشود بشر رها شود؟ بعد از غیبت هیچی به هیچی! دستمان را در دست خدا نگذاریم «لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطان». دنبال کسانی میرویم که پر از هوس هستند. پر از جهل هستند، پر از گناه هستند. دستمان را در دست چه کسی بگذاریم
________________________________________________
{{ لینک پیج محافظان سایبری ولایت }}
http://line.me/ti/p/%40zkh6127b
"نحن ابناء الحیدر"
________________________________________________
«دلیل هفتم»
برای خواندن دلایل قبلی به پست های پیج مراجعه کنید
7.راههای آسیبپذیری افراد عادی
1- از راه هوسهای درونی، من این بحث را در ده، بیست تا دانشگاه گفتم. منتهی نمیدانم در تلویزیون هم گفتم یا نگفتم؟ ولی وقتی گفتم تمام دانشجوها و اساتید دانشگاه تحسین کردند. چون همینطور فرمول ریاضی است. از چهارراه انسان گزیده میشود. یا از هوسهای درونی است. هوسش است دست به یک کاری میزند بعد میبیند بد شد. دنبال هوسش رفت. یا از راه فشار بیرونی است. تحریکات بیرونی، پولش میدهند، رشوهاش میدهند، با پول، تهدید، فحشش میدهند، طومار مینویسند، راهپیمایی میکنند، یک موجی راه میاندازند و او را هل میدهند. یا از بیرون او را تحریک میکنند. یا از هوس است. یا بیخبری است.
جهل، از راه جهل است. جاده را نمیداند میرود در دره میافتد. این غذا را نمیداند مسموم است میخورد مریض میشود. فقیه از این سه راه بیمه است. فقیه از راه جهل بیمه است. این راه بسته است چرا؟ برای اینکه فقیه باید اعلم باشد. باسواد ترین! یا واقعاً اعلم اعلم باشد، یا بین چند نفر که یکی از این چند نفر اعلم هستند. پس جهل نیست، از راه جهل گول نمیخورد. از راه هوسهای درونی هم بیمه است. چرا؟ چون در روایات مرجعیت مینویسند، اینکه می نویسم حدیث است. مینویسند «مخالفاً لهواء» شرط مرجع تقلید و فقیه این است که هوا پرست نباشد. از راه تحریکات بیرونی هم مصون است. چرا؟ برای اینکه شرط فقیه این است که عادل باشد. عادل یعنی چه؟ من عادل را به چربی مثال میزنم. دست شما که چرب است آب میریزی این چربی پس میزند. عادل یعنی انسان یک حالتی دارد به گناه که میرسد گناه را پس میزند. یعنی نمیشود در روحش اثر گذاشت. بله فقیه از یک راه ممکن است اشتباه کند. و آن این است که تجدید نظر، امروز یک مطالعه میکند، نظرش برمیگردد. تجدید نظر در عمرش چند بار؟ مثلاً یک مرجع تقلید که رسالهاش پنج هزار تا مسأله دارد با کم و زیادش، ممکن است پنج تا از این مسائل را تجدید نظر کند. خوب وقتی دست ما به امام معصوم نمیرسد، دنبال چه کسی برویم؟ لااقل فقیه از سه راه بیمه است. ممکن است اطلاعاتش، تجربهاش به مرور اضافه شود، ولذا همهی پروفسورهای دنیا علمیترین کتابها را هم که نوشتند، مثلاً مینویسند چاپ هفدهم با تجدید نظر! یعنی تجدید نظر قابل پذیرش است در دنیای علم.
آن خدایی که به خاطر حکمت دست بشر را در دست پیغمبر گذاشته بعد هم در دست اهل بیت گذاشته، بعد از اهل بیت در زمان غیبت اهل بیت، باید دست ما را در دست یک کسی بگذارد. رها کردن بشر حکیمانه نیست. عقل قبول نمیکند. یک مدیر،کارخانه را رها نمیکند. یک ماشین رانندهاش را... آخر مگر میشود بشر رها شود؟ بعد از غیبت هیچی به هیچی!
همین مهندسی که اینجا را ساخته اگر خراب کند، دوباره خواسته باشد بسازد، ممکن است یک جای این ساختمان را تجدید نظر کند. نقشش را عوض کند. و لذا نگاه میکنیم مهندسهای درجه یک ساختمانهایی که در یک خیابان میسازند، ساختمان شانزدهم با پانزدهم فرق میکند. پانزدهم با سیزدهم فرق میکند. این تجدید نظر در دنیا قابل قبول است. ببینید دلیل ولایت فقیه چیست؟ انسان زندگیاش اجتماعی است. در زندگی اجتماعی درگیری میشود، در درگیری قانون میخواهیم، قانونگذار باید کسی باشد که تحت تأثیر هوسها نباشد، اطلاعاتش هم جامع و کامل باشد. و او فقط خداست. قانون فقط خداست. «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ» خداوند قانونش را از طریق انبیاء گفته، وقتی پیغمبر و امام نیست اگر مردم رها شود این خلاف حکمت خداست. یعنی خداوند نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله، نعوذ بالله عادل نیست. که برای یک گروهی پیغمبر بفرستد، برای یک گروهی امام بفرستد ما هم همینطور به امید خدا رها کند! بگوید: بروید دنبال کارتان!
آن خدایی که به خاطر حکمت دست بشر را در دست پیغمبر گذاشته بعد هم در دست اهل بیت گذاشته، بعد از اهل بیت در زمان غیبت اهل بیت، باید دست ما را در دست یک کسی بگذارد. رها کردن بشر حکیمانه نیست. عقل قبول نمیکند. یک چوپان بزغالههایش را رها نمیکند، یک مدیر کارخانه، کارخانه را رها نمیکند. یک ماشین رانندهاش را... آخر مگر میشود بشر رها شود؟ بعد از غیبت هیچی به هیچی! دستمان را در دست خدا نگذاریم «لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطان». دنبال کسانی میرویم که پر از هوس هستند. پر از جهل هستند، پر از گناه هستند. دستمان را در دست چه کسی بگذاریم
________________________________________________
{{ لینک پیج محافظان سایبری ولایت }}
http://line.me/ti/p/%40zkh6127b
"نحن ابناء الحیدر"
________________________________________________
- ۹۲۲
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط