بسی امروز نالانم و غمین
بسی امروز نالانم و غمین
یاد او کرد امروز دل مسکین
گذشت از کنج ذهنم خاطرش
آه که چه زیبا بود و شیرین
دیدم او را که میخندد
زیباترین لبخند روی زمین
در اوج لذت تماشای او
شدم لحظه ای مغضوب و خشمگین
کین کس که کنار اوست کیست
که میکند صدایش اینچنین
یادم نبود که با من نیست دگر
برون شدم بی حوا از بهشت برین
با این که او بود دلیل بودنم
ولی امروز دلیل بود دیگرین
هرچند که یادش پر سوز بود
سازم با سوز این درد دیرین
یاد او کرد امروز دل مسکین
گذشت از کنج ذهنم خاطرش
آه که چه زیبا بود و شیرین
دیدم او را که میخندد
زیباترین لبخند روی زمین
در اوج لذت تماشای او
شدم لحظه ای مغضوب و خشمگین
کین کس که کنار اوست کیست
که میکند صدایش اینچنین
یادم نبود که با من نیست دگر
برون شدم بی حوا از بهشت برین
با این که او بود دلیل بودنم
ولی امروز دلیل بود دیگرین
هرچند که یادش پر سوز بود
سازم با سوز این درد دیرین
- ۲.۵k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط