{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسی امروز نالانم و غمین

بسی امروز نالانم و غمین
یاد او کرد امروز دل مسکین
گذشت از کنج ذهنم خاطرش
آه که چه زیبا بود و شیرین
دیدم او را که میخندد
زیباترین لبخند روی زمین
در اوج لذت تماشای او
شدم لحظه ای مغضوب و خشمگین
کین کس که کنار اوست کیست
که میکند صدایش اینچنین
یادم نبود که با من نیست دگر
برون شدم بی حوا از بهشت برین
با این که او بود دلیل بودنم
ولی امروز دلیل بود دیگرین
هرچند که یادش پر سوز بود
سازم با سوز این درد دیرین
دیدگاه ها (۰)

خسته ام ز شب های تنهاییمنتظرم که شایدروزی توبیایی دل خسته و ...

یادم آمد اولین روز آشناییبه من گفتی که با من میایی؟به تو گفت...

حال عجیبی دارم این روز هانه شوق دیروز نه امیدی به فردا نمیدا...

به گریه بنشسته بود در کنار دریا آن دخترک سبزه روی، سرشت زیب...

***یادش***بسی امروز نالانم و غمینیاد او کرد امروز دل مسکینگذ...

بسی امروز نالانم و غمینیاد او کرد امروز دل مسکینگذشت از کنج ...

بسی امروز نالانم و غمینیاد او کرد امروز دل مسکینگذشت از کنج ...

احم احم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط