{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی درد مینویسـم و هی درد میکشم

هی درد مینویسـم و هی درد میکشم
دارم تو را برای خودم مـــرد میکشم

رفتی و بعد تو اثری از بهار نیست
در دفترم همیشه گل زرد می کشم

هر شب تو را به گرمی آن روزهای خوب
خود را شبیه عاشق دلســـــرد میکشم

صد کوه و رشته کوه از اندوه آدمی....
آنچه که عشــق بر ســـرم آورد میکشم

دور است آن گذشته زیبـــا ولی هنوز
در امتـــداد راه عقب گــــرد میکشم

یک صفحه خط مشکی ممتـد به معنی ِ
ظلمی که روزگــار به من کرد میکشم

هان ای زمان بخواب که من هرچه میکشم
از دست این زمانــه ی نامـــــردمیکشم
دیدگاه ها (۱)

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

هی درد مینویسـم و هی درد می کشمدارم تو را برای خودم مـــرد م...

هی درد می نویسم و هی درد می کشم .دارم تورا برای خودم مرد می ...

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

هی درد مینویسم وهی درد میکشمدارم تورا برای خودممرد میکشمرفتی...

هی درد مینویسم وهی درد میکشمدارم تورا برای خودممرد میکشمرفتی...

هی درد مینویسم وهی درد میکشمدارم تورا برای خودممرد میکشمرفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط