{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زبان ا/ت

از زبان ا/ت
امشب شب عروسی منو جیمینه خیلی هیجان دارم واسه ی امشب ولی نمیدونم چرا جیمین یکم ناراحته
از زبان جیمین
واقعا نمیدونم چی بهش بگم نمیخوام ازش مخفی کنم
من اونشب مست بودم که اون دختره ی احمق(منشیش یا میا) آیشششش امشب همه چی رو بهش میگم...
(ادمین)
عروسی شرع شده بود ..
عاقد:خانوم هان ا/ت آیا پارک جیمین رو به همسریه خودتون میپذیرید؟
ا/ت:بله(با ذوق)
عاقد:آقای پارک جیمین آیا هان ا/ت رو به همسریه خودتون میپذیرید؟
از زبان جیمین
حالا چی بگم؟اگه قبول نکنم ا/ت خیلی ناراحت میشه ولی من اون کاری که باهاش کردم اگه ازش خبر دار بشه دیوونه میشه چیکار کنم؟...
(ادمین)
جیمین همینطور داشت فقط به چهره ی ا/ت نگاه می‌کرد و ا/ت خیلی نگران بود..
ا/ت:جیمین زود باش جواب بده(آروم)
جیمین: ....
ا/ت:جیمین؟؟؟
جیمین:ب..بله
همه دست زدن...
(2ساعت بعد)
از زبان ا/ت
عروسی تموم شده بود توی ماشین نشسته بودیم و داشتیم به سمت خونه میرفتیم خیلی از رفتار امروز جیمین ناراحت شده بودم الانم که اصلا باهام حرف نمیزنه..
ا/ت:جیمین چیزی شده؟
جیمین:چرا میپرسی؟
ا/ت:امروز چت بود؟انگار نمیخواستی بله رو بگی؟
جیمین: ....
ا/ت:باشه جوابمو نده
بالاخره رسیدیم از ماشین پیاده شدیم که جیمین گفت...

+پایان پارت اول+
❌کپی ممنوع❌
دیدگاه ها (۵)

از زبان ا/تبالاخره رسیدیم از ماشین پیاده شدیم که جیمین گفت ج...

(ادمین)ا/ت با گریه داخل خونه رفت خونه ای که قرار بود باهم تو...

Part7

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

love in the dark②⑥بعد از چند دقیقه رفتم اتاق خودم قلبم داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط