{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای شوق دینت سبب جست و جوی ما

ای شوق دینت سبب جست و جوی ما

هر دو فزوده در طلبت آرزوی ما

آلوده گشته ایم به زرق و ریا، کجاست

ساقی که از شراب کند شست و شوی ما

کز باده تا به شیشه ی گردون زنیم سنگ

تا کی زمانه سنگ زند بر سبوی ما

گر جذبه ای نباشد از آن کعبه ی مراد

پیداست تا کجا رسد این جست و جوی ما

در عشق اگر فسانه شدیم ای شرف چه غم

باشد به گوش یار رسد گفت و گوی ما



شرف جهان قزوینی
دیدگاه ها (۱)

گاهــی فکـر میکنم کــار تـــو “ســـــخــــت تر” از مـــن است...

ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﺎﻧﺪﻥ ...ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﯿﺴﺖ !ﺗﻮ ﻓﻘ...

‏‏‏‏تنها بودن قدرت می خواهدو این قدرت را کسی به من داد که رو...

دلم گرفته است در این نیمه شب تاریک در زیر نور کم سوی چراغ مط...

توران صمدانی

ساقی امشب باده از بالا بریزباده از خم خانه مولا بریزباده ای ...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

می‌کشد شوقم عنان باد این کشش در ازدیادتا شود تنگ عزیمت تنگ ب...

اگر بخواهم ترک دیار و یار کنم کجا روم به که روی آورم چه کار ...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط