سلاممم کیوتام ممنون از حمایت هاتون فقط وقتی میگم شرط رو ب
سلاممم کیوتام ممنون از حمایت هاتون فقط وقتی میگم شرط رو برسونید هر کی لطفاً یک کامنت بزاره🙃🫠
خب بریم سراغ فیک
کیوتام پارت قبل ۱۹ بود این پارت ۲۰ هست
( آخرین چیز هایی که میشنیدم صدای داد نیلا بود که اسمم رو صدا می زد )
/ یوری یوری ( جیغ نگران )
( توجه دوستان اینجا یوری بیهوش شده بود )
/ یورییی خوشگلم چشات رو باز کن تروخداا نه نه تو نمی تونی چشمات رو ببندی ( زنگ زد به آمبولانس)
فلش بک به بیمارستان
علامت دکتر :^
/ ببخشید خانم دکتر حال دوستم چطوره ؟ ( نگران )
^ حالشون زیاد امیدوار کننده نیست به خاطر استرس ها و فشار هایی که بهشون وارد شده چند ماهی هست که بیماری قلبی گرفتن لطفاً به خوبی ازشون مراقبت کنید
/ چشم می تونم الان ببینمش ؟
^ بله ولی فقط چند دقیقه ممکنه حالشون بعدشه راستی هنوز کامل بهوش نیومدن
/ چشم ( رفت تو )
نیلا ویو :
جسم خیلی بی جون و کوچیکی روی تخت بود هر کسی جای من بود دلش می سوخت چقد گناه داشت تو این سن این همه عذاب بکشه مگه چند سالشه حس کردم داره بهوش میاد رفتم سمتش و دست های ظریفش رو گرفتم
/ خوشگلم حالت خوبه
یوری ویو : شبیه صدای نیلا بود ولی من کجام برام همه چی عجیب بود که دیدم یکی دستام و گرفته به زور چشمام و باز کردم تا بتونم ببینمش
& ن....ی...لا ( ضعیف و بی جون )
/ جانم خوشگلم حالت خوبه ؟؟
& خوبم ....من کجام ( ضعیف و بی جون )
/ همه ی ماجرا رو براش تعریف می کنه
& نیلا ترو خدا ترو خدا به مامان بابام چیزی نگو که من اومدم خونتون ( استرس زیاد که کف دستش عرق میکنه )
( بچه ها نیلا بهش نگفته که بیماری قلبی داره گفته حالش بعد شده )
/ آروم باش خوشگلم قرار نیس به کسی بگم حالا هم آروم باش و بزار من برم دارو هات و بگیرم بریم خونه باشه ؟
& باشه برو
فلش بک به خونه جیمین اینا
ادامه دارد
شرط ها : ۱۰ لایک ۱۲ کامنت
خب بریم سراغ فیک
کیوتام پارت قبل ۱۹ بود این پارت ۲۰ هست
( آخرین چیز هایی که میشنیدم صدای داد نیلا بود که اسمم رو صدا می زد )
/ یوری یوری ( جیغ نگران )
( توجه دوستان اینجا یوری بیهوش شده بود )
/ یورییی خوشگلم چشات رو باز کن تروخداا نه نه تو نمی تونی چشمات رو ببندی ( زنگ زد به آمبولانس)
فلش بک به بیمارستان
علامت دکتر :^
/ ببخشید خانم دکتر حال دوستم چطوره ؟ ( نگران )
^ حالشون زیاد امیدوار کننده نیست به خاطر استرس ها و فشار هایی که بهشون وارد شده چند ماهی هست که بیماری قلبی گرفتن لطفاً به خوبی ازشون مراقبت کنید
/ چشم می تونم الان ببینمش ؟
^ بله ولی فقط چند دقیقه ممکنه حالشون بعدشه راستی هنوز کامل بهوش نیومدن
/ چشم ( رفت تو )
نیلا ویو :
جسم خیلی بی جون و کوچیکی روی تخت بود هر کسی جای من بود دلش می سوخت چقد گناه داشت تو این سن این همه عذاب بکشه مگه چند سالشه حس کردم داره بهوش میاد رفتم سمتش و دست های ظریفش رو گرفتم
/ خوشگلم حالت خوبه
یوری ویو : شبیه صدای نیلا بود ولی من کجام برام همه چی عجیب بود که دیدم یکی دستام و گرفته به زور چشمام و باز کردم تا بتونم ببینمش
& ن....ی...لا ( ضعیف و بی جون )
/ جانم خوشگلم حالت خوبه ؟؟
& خوبم ....من کجام ( ضعیف و بی جون )
/ همه ی ماجرا رو براش تعریف می کنه
& نیلا ترو خدا ترو خدا به مامان بابام چیزی نگو که من اومدم خونتون ( استرس زیاد که کف دستش عرق میکنه )
( بچه ها نیلا بهش نگفته که بیماری قلبی داره گفته حالش بعد شده )
/ آروم باش خوشگلم قرار نیس به کسی بگم حالا هم آروم باش و بزار من برم دارو هات و بگیرم بریم خونه باشه ؟
& باشه برو
فلش بک به خونه جیمین اینا
ادامه دارد
شرط ها : ۱۰ لایک ۱۲ کامنت
- ۵۷
- ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط