{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببینین چه ادمین خوبیم زود دارم براتون پارت می زارم

ببینین چه ادمین خوبیم زود دارم براتون پارت می زارم 😀🙂‍↔️😁
پارت : ۲۱
فلش بک به خونه جیمین اینا
( آها راستی اگر یادتون رفت اسم مادر یوری هایون بود و علامتش اینه :€ و علامت جیمین هم :$ )
ویو هایون :
با شتاب نور زیادی از پنجره اتاقم بیدار شدم از اون جایی که دیشب با جیمین دعوام شده بود رو کاناپه خوابیده بود به زور خودم و از تخت بلند کردم و به سمت سرویس بهداشتی رفتم کارام و تو سرویس انجام دادم و اومدم بیرون به سمت پایین اومدم و دیدم جیمین هنوز خوابه به سمت اتاق یوری رفتم و یک جمله و چند بار جلوی در اتاق صدا زدم اما جوابی نشنیدم :
« دخترم یوری خوابی »
« دخترم یوری خوابی »
« دخترم یوری خوابی »
€دارم میام تو ها ( نگران ) هایون در رو باز کرد و با چیزی که دید دستاش یخ شده بود خون تو رگاش یخ زده بود نای حرف زدن نداشت فقط یک کلمه گفت که خودش هزار تا کلمه و می تونست توصیف کنه
€ یوریییییییییییی ( جیغ و گریه )
ویو جیمین :
با صدای وحشتناک هایون از خواب پریدم و زود به سمت صدا رفتم و که مقصد به اتاق یوری مرسید نمی دونم چم شده بود با چیزی که دیدم سر شدم و فهمیدم این صدای جیغ و گریه هایون از چی بود منم همون حال و داشتم ولی نمی تونستم به زبون بیارم
$ هایون هایون آروم باش باهام پیداش می کنیم
€ چجوری آروم باشم ها ( عربده و گریه ) چجوری ها تو به من بگو چجوری بگو پیداش می کنیم همش تقصیر تو عه همش تقصیر تو عه پارک جیمین ( عربده نه عربدههععع و گریه )
$ من من متاسفم ( سرشو انداخت پایین )
€ هه متاسف برو بابا گیر آوردی جیمین گوش کن دارم بهت چی میگم یا پیداش می کنی یا از این خونه میرم ( عربده و گریه و رفت تو اتاقش )
جیمین ویو :
تنها جمله ای که تو مغزم می چرخید این بود
« همش تقصیر تو عه »
این جمله داشت دیوونم میکرد از یه طرف هم از دست یوری عصبانی بودم هم از کار خودم ناراحت باید پیداش کنم تا حسابش و برسم زنگ زدم به جان ( خدمتکار شخصیش )
علامت جان :~
~ سلام قربان با من کاری داشتین ؟
$ جان ازت می خوام یه کاری کنی بری دنبال یوری بگردی آدرس خونه دوستش و می‌فرستم جایی ندارع به احتمال زیاد اون جا میره فهمیدی ؟
~ بله قربان چشم خداحافظ
$ خداحافظ ( قطع کرد )
خب بریم سراغ یوری و نیلا اینا
ویو یوری :
نیلا رفت که دارو هام و بگیره استرس داشت کل وجودم و فرا می گرفت حالم داشت بعد میشد می دونم الان بابام می خواد منو پیدا کنه تیکه تیکه ام کنه برای همین استرس زیاد دارم انقد پوست ناخن هام و خوردم که خون اومد که با صدای نیلا به خودم اومدم
/ هی یوری جونم داشتی به چی فکر می کردی بیا بریم دارو هات هم گرفتم تاکسی گرفتم الان میاد
& ها آها هیچی میگم من بهت خیلی زحمت دادم ببخشید برات جبران می کنم ( سرشو انداخت پایین )
€ جبران چیه قشنگم این که تو هستی خودش جبران زندگی تخمی منه ( خنده )
& خنده
/ خیلی خوب بهتره بریم ماشین اومد
ادامه دارد
خداییش خیلی زیاد نوشتم نه 🫠
شرط ها : ۱۲ لایک ۱۰ کامنت
بوس بهتون مراقب خودتون باشین شب بخیر نانازی ها 💓💗
دیدگاه ها (۴۹)

ای کاش زودتر بفهمن بعضیا 🙃🫠

سلاممم کیوتام ممنون از حمایت هاتون فقط وقتی میگم شرط رو برسو...

(پارت آخر )چهار سال گذشته بود. کوک خیلی تغییر کرده بود مافیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط