مقدمه
مقدمه
سئول همیشه شلوغ بود؛ چراغهای خیابان هیچوقت خاموش نمیشدند و صدای موسیقی از کافهها و استودیوها به گوش میرسید. در همین شهر پرهیاهو، سرنوشت دو نفر آرام آرام به هم گره میخورد.
مین یونگی، مردی با قلبی پر از نتهای ناگفته، پشت پیانو و دنیای موسیقیاش پنهان شده بود. او برای همه یک نابغهی سرد و کمحرف به نظر میرسید، اما هیچکس نمیدانست چقدر خسته و تنهاست.
یونا، دختری پر از رویا و جسارت، با لبخندی که میتوانست تاریکترین روزها را روشن کند، تازه پا به سئول گذاشته بود. او باور داشت سرنوشت چیزی بیش از اتفاقهای سادهی زندگی است و آدمها درست در لحظهای همدیگر را پیدا میکنند که باید.
وقتی چشمان او برای اولین بار با نگاه سرد اما عمیق یونگی گره خورد، هیچکدامشان نمیدانستند این آغاز داستانی خواهد بود که قلبشان را تغییر میدهد...
---
کامنت و لایک فراموش نشه با کامنت هاتون بهم انرژی بدین
#بی تی اس
#یونگی
#فیکشن
#فن فیک
سئول همیشه شلوغ بود؛ چراغهای خیابان هیچوقت خاموش نمیشدند و صدای موسیقی از کافهها و استودیوها به گوش میرسید. در همین شهر پرهیاهو، سرنوشت دو نفر آرام آرام به هم گره میخورد.
مین یونگی، مردی با قلبی پر از نتهای ناگفته، پشت پیانو و دنیای موسیقیاش پنهان شده بود. او برای همه یک نابغهی سرد و کمحرف به نظر میرسید، اما هیچکس نمیدانست چقدر خسته و تنهاست.
یونا، دختری پر از رویا و جسارت، با لبخندی که میتوانست تاریکترین روزها را روشن کند، تازه پا به سئول گذاشته بود. او باور داشت سرنوشت چیزی بیش از اتفاقهای سادهی زندگی است و آدمها درست در لحظهای همدیگر را پیدا میکنند که باید.
وقتی چشمان او برای اولین بار با نگاه سرد اما عمیق یونگی گره خورد، هیچکدامشان نمیدانستند این آغاز داستانی خواهد بود که قلبشان را تغییر میدهد...
---
کامنت و لایک فراموش نشه با کامنت هاتون بهم انرژی بدین
#بی تی اس
#یونگی
#فیکشن
#فن فیک
- ۴۲۸
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط