{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انقدر برده بودمت به گذشته

انقدر برده بودمت به گذشته
که انگار دیگر نمی‌شناختمت
‏هر چیز قاعده‌ای دارد
‏جز عشق
‏و عشق، انگار تا ابد بی‌قاعده است.
دیدگاه ها (۲)

عکست را لای کتابعطرت را بین نخ های شال گردنیادت راکجای این خ...

دلم برایت تنگ شدههمان‌قدر که نمی‌دانیهمان‌قدر که نمی‌فهمی...

دوست داشتنت رااز سالی به سال دیگریجابه‌ جا میکنمانگار دانش‌ ...

تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادی یا آنها را بد انج...

من تو را بی دلیل تا ابد دوست خواهم داشت ای همیشگی ترین عشق ...

یکی بود...که دوستم نداشت.شب، آن‌قدر طول کشیدکه انگارصبح هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط