{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!
در این ساحل که من افتاده ام خاموش.
غمم دریا،دلم تنهاست
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج،بامن میکند نجوا،که
هرکس دل به دریا زد رهایی یافت!
که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت...
مرا آن دل که بر دریا زنم و نیست!
ز پا این بند خونین برکنم نیست.
امید آن که جان خسته ام را،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!
دیدگاه ها (۱)

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

به پیش چشم من،تاچشم یاری می کند،دریاستچراغ ساحل آسودگی ها در...

❥بـه پیش روی من , تا چشم یاری میکند دریاستچــراغ سـاحل آســو...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !درین ساحل که من افتاده ام...

به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست چراغ ساحل آسودگی ها د...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !درین ساحل که من افتاده ام...

به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست.چراغ ساحل آسودگی‌ها...

به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاستچراغ ساحل آسودگی ها در...

«مرا آن دل که بر دریا زنم نیست»به پیش روی من، تا چشم یاری می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط