{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی آمدکه حرف عشق با ما زد دل ترسوی ماهم دل به دریا زد به

کسی آمدکه حرف عشق با ما زد دل ترسوی ماهم دل به دریا زد به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یک عمری راهه و قدرت ما نیست باید پارو زد، وا داد باید دل رو به دریا داد خودشمی بردت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست به امیدی که ساحل داره این دریا به امیدی که آروم میشه تا فردا به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نبینی شباشو بی ستاره دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی باید پارو زد، وا داد باید دل رو به دریا داد خودش میبردت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.
دیدگاه ها (۱)

دیروز غروب پیاده روهای غمگین راقدم میزدم عابران بی تفاوت ازک...

به دریـــــــا میزنم شاید به سوی ســــــــاحــــــلــــــیدی...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!در این ساحل که من افتاده ا...

مردی در ساحل...[پارت سوم]صبح روز بعد...ات از خواب بیدار شد.ا...

مردی در ساحل...[پارت دهم]نسیم شبانه آرام‌تر شده بود.موج‌ها ه...

مهرو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط