{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شوتو

رمان شوتو
پارت14

فردا صبح پاشدم مامانو بابام سر کار بودن
یهو یکی به گوشیم زنگ زد
شمارش ناشناس بود جواب دادم دیدم شوتوعه
واو پشمام شمارمو از کجا اورد؟؟
شوتو: چی شده صدات یجوری میاد
ا/ت: واقعا؟ ولی من که اینجوری فکر نمی کنم
شوتو: از دست تو
ا/ت: راستی شمارمو از کجا پیدا کردی؟
شوتو: وقتی خواب بودی از گوشیت برداشتم
ا/ت: چییی؟ من که گوشیم رمز دارهاز کجارمزشو فهمیدیی؟
شوتو: فقط شانسی تاریخ تولدتو زدم
ا/ت: هااا؟ یعنی اینقدر تابلوعه؟
شوتو: تو که همه چیت تابلوعه بگذریم میگم شب جشنواره هست میای بریم؟
چییی شوتو ازم میخواد باهاش برم جشنواره؟؟؟
شوتو: چیشد چرا صدات نمیاد؟
ا/ت: باشه پس میام خدافظ
واییییییی چه شبیی بشههه
دیدگاه ها (۲)

یکی برام اینارو پیرینت کنه

تا حالا داشتم رمان میزاشتم ولی تا پارت بعدو بنویسم با اینا س...

رمان شوتو پارت 13از ماشین پیاده شدمو رفتم خونها/ت:سلام مامان...

رمان شوتوپارت 12شوتو: اینجا خارج از شهره بیا تا شهر ببرمتا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط