{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ی جدایی نزدیک شد

لحظه ی جدایی نزدیک شد
روباه گفت:
_ آااه.. نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم ..
شازده گفت:
+ تقصیر خودته.. من که بدتو نمی خواستم، خودت خواستی اهلیت کنم.. .

#شازده_کوچولو
دیدگاه ها (۲)

من تنها ترین مرد دنیا را می شناسم..!همین همسایه ی روبرویی،سی...

نقاش ﻣﺸﻬﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﻧﻘﺎﺷﯽﺍﺵ ﺑﻮﺩ.ﺁﻥ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﺑﻄﻮﺭ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧ...

جمعه ات راوابسته به هیچ بنی بشری نکن!خودت بسازشتمام آنهایی ک...

آدم ها گاهی خاکستری اندنه بودنشان آرامت می کند و نه رفتنشان!...

سناریو(درخواستی): وقتی با هم دوست هستید ولی اون دوست داره :ن...

پارت ۲۸ 🖤افسر سابق با عجله از در پشتی فرار کرد. جیمین و چند ...

پارت ۱۲ 🖤جیمین سریع جلوی من ایستاد.— «نه. ات با تو جایی نمیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط