{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Rain of sorrow and joy

✨Rain of sorrow and joy✨
✨بارونِ غم و شادی!✨
پارت۷

از زبون ات:
از خواب بیدار شدم ساعت ۷:۳۰بود نیم ساعت فقط خوابیدم..اَه لعنتی رفتم پایین که دیدم دینا و تهیونگ دارن فیلم میبینن

+اممم دینا میشه یه لحظه بیای؟

$اوه ات بیدار شدی...اوکی الان میام

$من الان میام عشقم(لبخند)

~اوکی برو پرنسس(لبخند)

دینا با ات رفتن یه جای دیگه

+اممم ببخشید ولی من لباس ندارم

$اوه آره ته گفت بهت بدم اوکی بیا دنبالم تا بهت لباس بدم(لبخند)

+مرسی...ببخشید

$عههه دختر انقدر نگو ببخشید...حالا هم بیا

+عاا اوکی

از زبون ولتانیا:

ات دنبال دینا رفت و دینا بردش اتاقش و یه لباس داد و...

$راستی حوله تمیز و مسواک تمیز لوازم آرایشی و چیزای دیگه که همه شون تمیزن داخله اتاقه(لبخند)

+آها مرسی(لبخند)

$خواهش خب چیزی دیگه ای هم میخوای؟؟

+نه مرسی

$اوک من رفتم

دینا رف پیشه تهیونک و ات هم رفت اتاقش و یه راست رفت حموم و یه دوش ۱۰مین گرفت اومد بیرون

خودش رو خشک کرد لباساش رو پوشید موهاشو خوشک کرد و یه آرایش ملایم کرد

جونگ کوک هم همچنان غرق خواب بود(:

و ات هم رفت پیش تهیونگ و دینا

داشتن فیلم میدیدن که یهو....

خدمتکار:ارباب و خانم شام آمادس

~اوکی(سرد)

~من برم جونگ کوک رو بیدار کنم شما ها برین شام تون رو بخورین تا ما بیایم

+$اوکی

دینا و ات با هم رفتن سره میز نشستن و منتظر موندن تا جونگ کوک و تهیونگ بیان

که بعد پنج دقیقه اونا هم اومدن و شروع به خوردن کردن

با شوخی های ته و کوک غذاشون رو تموم کردن و

$اممممم میگم بیاین بریم بیرون...هم ات لباس و لوازم آرایشی های مدنظرش رو بخره هم منم یکم لوازم آرایشی بخرم

~اومممم فکره خوبیه چاگیا...نظرتون؟

-اوکیه بریم

+اوکی(آروم)

همه رفتن لباس هاشون رو بپوشن و بیاین ات و جونگ کوک همون لباس هایی که داشتن از اون عمارت فرار میکردن رو پوشیدن

و همه اومدن بیرون از اتاق هاشون و سوار ماشین تهیونگ شدن...

ته راننده بود و کوک هم کنارش نشسته بود(:

ات و دینا هم عقب ماشین نشسته بودن(:

رسیدن به یه پاساژ بزرگ...لباس و لوازم آرایشی خریدن و اومدم خونه و خوابیدن(ادمین گشاد میباشد تا واسه خرید کردن هم چرت و پرت بنویسه🗿😑)

صبح شد که یهو....

ادامه دارد...

خواندن فیک بدون لایک و کامنت حرام است☝🏻😾

ببخشید واسه کم بودنش😞

شرایط:پارت ۵و۶ رو به ۳۰ یا ۲۵ لایک برسونین و این پارت رو هم به ۲۰ یا ۲۵ تا لایک برسونین(:از دو پارت قبلی کم گفتم😌🌻
۶تا کامنت بازم کم گفتم عشق کنین🗿😌
دیدگاه ها (۲۰)

آشپز من!! چند پارتی درخواستیپارت۱زندگی...

آشپز من!!پارت۲از زبون ولتانیا:آرا همچنان داشت سفارش ها رو در...

گایز من این پارت رو فقط به خاطر چند نفری که تو پیوی من بنده ...

✨Rain of sorrow and joy✨ ✨بارونِ غم و شاد...

✨Rain of sorrow and joy✨ ✨بارونِ غم و شاد...

تهیونگ ات رو دید که میخواست بره بیرون سریع گفت: ات...ات: بله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط