{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کن

آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است.

اما وقتی به آن می رسد می بیند
که هنوز همان دخترک پانزده ساله است
که موهایش سفید شده،
دورِ چشمهایش چین افتاده،
پاهایش ضعف می رود،
و دیگر نمی‌تواند پله ها را سه تا یکی کند...

و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند.

▫ چهل سالگی
▫ ناهید طباطبایی
#پاره_خط
@dfp389 🚶 🕸 🎈 📌
دیدگاه ها (۳)

امروز که در ایستگاه اتوبوس حسابی دیرم شده بود و منتظر بودم ت...

درد وابسته شدن به کسی که از او مطمئن نیستیدهمیشه بیشتر از فر...

● مـטּ هنــــــوزم مثِ قدیـم ● ● مِهرَبونـــَـــم ⇝ ● ● فقط ...

از زنــدگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار...

---### سناریوی: «سایه‌هایی در حافظه‌ی ناخودآگاه»در این دنیای...

سناریو توکیو ریونجرز

کدخدا غمگین به چهره جیهو زل زد مرد میان سال گره دست را روی ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط