{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک دقیقه سکوت برای رویاهای شیرین کودکی ، که هرگز باز نخوا

یک دقیقه سکوت برای رویاهای شیرین کودکی ، که هرگز باز نخواهند گشت!



تاریخ من کودکیم هست

گذشت، اما در یادهایمان جاودانه ماند
دیدگاه ها (۲)

تمام پوزش ها به خاطر این جمله ی بیمار گونه است :” این کار را...

کلافه ام ٬ درسـت شبیهِ لحـظه ای که مادربزرگ نمـی تواند سـوزن...

دست های ما کوتاه بودو خرماها بر نخیل،ما دستهای خود را بریدیم...

بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند ارد ...

فرزند ایرانی که در کربلا شهید شد!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

دردسرهای بچه داری پارت۳

#تسلیت_ایرانツ - قرار بود دیشب در سیریک،صدای کِل و هلهله عروس...

در انتظار دومین دیدار پارت ²سلین کمی فکر کرد، با خود گفت اگه...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

p13صبح روز بعد، هنوز هوا تاریک بود.عمارت در سکوت فرو رفته بو...

آخرین بحث پارت ۴

P8جئون پشت میز بزرگ و تیره‌ی دفترش نشسته بود. چراغ‌های کم‌نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط