{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب تو را بوسیدمت وقت ه چشمت خواب بود

دیشب تو را بوسیدمت وقتے ڪه چشمت خواب بود
وقتے ڪه دنیا ، غرق در زیبایے مهتاب بود
از لابلاے دفترم، شعرے صدا مے زد تو را
دیدم ڪه حتے بالشم، ازدوریت بے تاب بود!
انگار بوے مردگے پیچیده بود در خانه ام
ماهے سرخ تنگ هم ، آماده ے قلّاب بود !
گلهاے یاس روے میز از دوریت پژمرده اند
آن زنبق توے حیاط، با بودنت شاداب بود
دیشب تو را بوسیدمت، حتے درون قاب عڪس
طعم لب شیرین تو ، یک مزه ے نایاب بود..
دیدگاه ها (۹۲)

دل تنگم و دلتنگ نبودى كه بدانى چه كشيدمعاشق نشدى ، لنگ نبودى...

هیچ مے دانے نباشے، حال ما هم خوب نیست؟دورۀ سختے شده، حال شما...

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پیر ...

.شاعر دلش را باخت پای چشمهایت هی مینویسد: "عشق" جای چشمهایتب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط