{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از نگاه روی تو دل سیر می گردد مگر

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر
آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر
با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر
لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر
عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم
حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر
در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر.
تو مال مٖنی و من گـدایت شدہ ام
دلـتـنگِ شـنـیـدن صـدایت شدہ ام
تو رفته ای و هنوز من خوبم شکر
چیزی نشدہ، فقط فدایت شدہ ام
دیدگاه ها (۴۹)

دیشب تو را بوسیدمت وقتے ڪه چشمت خواب بود وقتے ڪه دنیا ، غرق ...

دل تنگم و دلتنگ نبودى كه بدانى چه كشيدمعاشق نشدى ، لنگ نبودى...

.شاعر دلش را باخت پای چشمهایت هی مینویسد: "عشق" جای چشمهایتب...

آنکو که در شبم گل مهتاب پاره بودگاهی نهان ز چشم و گهی آشکاره...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 8- برا تو فک نکنم مهم باشه...بلافا...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط