از نگاه روی تو دل سیر می گردد مگر
از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر
آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر
با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر
لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر
عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم
حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر
در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر.
تو مال مٖنی و من گـدایت شدہ ام
دلـتـنگِ شـنـیـدن صـدایت شدہ ام
تو رفته ای و هنوز من خوبم شکر
چیزی نشدہ، فقط فدایت شدہ ام
آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر
با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر
لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر
عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم
حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر
در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر.
تو مال مٖنی و من گـدایت شدہ ام
دلـتـنگِ شـنـیـدن صـدایت شدہ ام
تو رفته ای و هنوز من خوبم شکر
چیزی نشدہ، فقط فدایت شدہ ام
- ۴.۴k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط