شاعر دلش را باخت پای چشمهایت
.
شاعر دلش را باخت پای چشمهایت
هی مینویسد: "عشق" جای چشمهایت
با زندگی دیگر سر سازش ندارد
عشقی که شد یکدم فدای چشمهایت
هم کفر در ایمانم و ایمان در کفر
تا بسته ام دل بر خدای چشمهایت
لب وا کند ایکاش ، گویا حرف دارد
تا بشنوم با جان صدای چشمهایت
دنیا چه درآشوب باشد یا که آرام
حکمی ست از فرمان روای چشمهایت
حالم پر از دیوانگی ، بی اختیاریست
تا مبتلایم بر بلای چشمهایت
شاعر دلش را باخت پای چشمهایت
هی مینویسد: "عشق" جای چشمهایت
با زندگی دیگر سر سازش ندارد
عشقی که شد یکدم فدای چشمهایت
هم کفر در ایمانم و ایمان در کفر
تا بسته ام دل بر خدای چشمهایت
لب وا کند ایکاش ، گویا حرف دارد
تا بشنوم با جان صدای چشمهایت
دنیا چه درآشوب باشد یا که آرام
حکمی ست از فرمان روای چشمهایت
حالم پر از دیوانگی ، بی اختیاریست
تا مبتلایم بر بلای چشمهایت
- ۴.۱k
- ۲۶ آبان ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط