{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر دلش را باخت پای چشمهایت

.
شاعر دلش را باخت پای چشمهایت
هی مینویسد: "عشق" جای چشمهایت
با زندگی دیگر سر سازش ندارد
عشقی که شد یکدم فدای چشمهایت
هم کفر در ایمانم و ایمان در کفر
تا بسته ام دل بر خدای چشمهایت
لب وا کند ایکاش ، گویا حرف دارد
تا بشنوم با جان صدای چشمهایت
دنیا چه درآشوب باشد یا که آرام
حکمی ست از فرمان روای چشمهایت
حالم پر از دیوانگی ، بی اختیاریست
تا مبتلایم بر بلای چشمهایت
دیدگاه ها (۲۳)

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پیر ...

دیشب تو را بوسیدمت وقتے ڪه چشمت خواب بود وقتے ڪه دنیا ، غرق ...

آنکو که در شبم گل مهتاب پاره بودگاهی نهان ز چشم و گهی آشکاره...

همه در خواب و من بیدارم ای یار کمی تب دارم و بیمار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط