شکستم هیچی نگفتم
شکستم هیچی نگفتم
بغض کردم هیچی نگفتم
اشک ریختم هیچی نگفتم
مردم هیچی نگفتم
من هیچوقت هیچی نگفتم
نگفتم که گفتنش بدترش نکنه
نگفتم که از اینی که هست بدتر نشه
هر بار مردم و زنده شدم
هر بار کمرم بیشتر خم شد
هربار قلبم بیشتر درد گرفت
هر بار...
نه که نتونم بگما نه
من از گفتن خسته شده بودم
از گفتن و شنیده نشدن
اما به یه جایی رسیدم که کشش ادامه دادنو ندارم
کشش ندارم توم پر درد باشه و لبخند بزنم
کشش ندارم حالم خراب باشه و نتونم بهت بگم
نتونم به هیشکی بگم
بغض کردم هیچی نگفتم
اشک ریختم هیچی نگفتم
مردم هیچی نگفتم
من هیچوقت هیچی نگفتم
نگفتم که گفتنش بدترش نکنه
نگفتم که از اینی که هست بدتر نشه
هر بار مردم و زنده شدم
هر بار کمرم بیشتر خم شد
هربار قلبم بیشتر درد گرفت
هر بار...
نه که نتونم بگما نه
من از گفتن خسته شده بودم
از گفتن و شنیده نشدن
اما به یه جایی رسیدم که کشش ادامه دادنو ندارم
کشش ندارم توم پر درد باشه و لبخند بزنم
کشش ندارم حالم خراب باشه و نتونم بهت بگم
نتونم به هیشکی بگم
- ۵.۶k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط