لحظاتےوجود دارد
لحظاتےوجود دارد
که من همچون تشنهاے
که خواهان آب خنک است،
مرگ را آرزو مےکنم ..
حتے
یکبار هم آن را آزمایش کردم!
با تپانچه پدرم ..
تازه از جنگ برگشته بودم ..
تپانچه را روےِ شقیقهام گذاشتم ..
ماشه را کشیدم ..
بنگ!
اسلحه خالے بود .. :
که من همچون تشنهاے
که خواهان آب خنک است،
مرگ را آرزو مےکنم ..
حتے
یکبار هم آن را آزمایش کردم!
با تپانچه پدرم ..
تازه از جنگ برگشته بودم ..
تپانچه را روےِ شقیقهام گذاشتم ..
ماشه را کشیدم ..
بنگ!
اسلحه خالے بود .. :
- ۶۸۵
- ۱۳ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط