{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظاتےوجود دارد

لحظاتےوجود دارد
که من همچون تشنه‌اے
که خواهان آب خنک است،
مرگ را آرزو مےکنم ..
حتے
یکبار هم آن را آزمایش کردم!
با تپانچه پدرم ..
تازه از جنگ برگشته بودم ..
تپانچه را روےِ شقیقه‌ام گذاشتم ..
ماشه را کشیدم ..
بنگ!
اسلحه خالے بود .. :
دیدگاه ها (۱)

کدومش راستـ تره؟!کدومو میشهـ باور کنے؟!اونے کهـ حس میکنے یا ...

چرا انقد ساکتے؟ از دیوار صدا میاد از تو نه همینجورےحرف بزن ...

مرده شور این دنیاےمجازے را ببردبرایم شده مثل قبرستانمیام سرک...

حتک اگر هرگز بار دیگر تو را نبینم،احتیاج دارم بدانم که جایےد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 163♡⁠。⁠)⁩وقتي خ...

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_29وارد استخر شدم با ی حرکت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط