{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_29
وارد استخر شدم با ی حرکت پریدم تو آب..
بعد از گذشت نیم ساعت تقه ای به در خورد
+آ..آقا بیام؟
نیشخندی زدم ..پناهم اومده!
_بیا داخل!
در باز شد؛پناه حوله به دست نزدیکم شد
حوله رو به سمتم گرفت..
+آقا..حوله آور..
نذاشتم حرفشو ادامه بده با ی حرکت کشیدمش داخل استخر..
با هول سرشو از زیر آب کشید بالا ..
مژه های بلندش بهم چسبیده بود و خیلی جذاب ترش کرده بود ..
با اون چشای پدر درارش عصبی خیره ام شد..
نقی زد:
+لباسام خیسس شدد.‌.
سرمو نزدیک ل..بش بردم خواست فاصله بگیره که تو ی حرکت ل..بمو روی ل..بش گذاشتم ..
مثل تشنه ای که به آب نرسیده بودم..
با به یاد آوردن حرفای اون خَ..راب اخمی کردم با خشونت بیشتری ادامه دادم ‌..
مشت کوچولوشو محکم روی سینه ام کوبید..
نمی‌خواستم ولش کنم من به این تن نیاز داشتم ..
بی حرف ولش کردم که نفس عمیقی کشید ..
دستم پشت موهاش بردم کشیدم که باعث شد سرش کمی عقب خم بشه ..
_ بچه این تنبیه بود !
با بغض لب زد
+درد داشت..
دیدگاه ها (۱)

پسرممم زیادیی خوشمزههه نیستتت؟🥺🫶🏽🤌🏽🤍😋🌷

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_28نگاهی به هیکلم انداخت+خیلی...

سینگلا اعلام حضور کنیددد🤌🏽😂

★彡   Part 48 彡★ به سختی نگاهم رو از چشم هاش کندم."اینجا اتاق...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۱: حقیقتِ زیرِ سطحِ آبجونگ‌کوک ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط