{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سجاده را دوست داشتم،

سجاده را دوست داشتم،
اسمش را گذاشته بودم
«آغوش همیشه باز خدا»...
هر جا سجاده بود، میشد با خدا خلوت کرد،
حتی وسط صف نماز جماعت...
هنوز هم سجاده را دوست دارم
اما یاد گرفتم برای خلوت کردن با خدا لازم نیست دنبال سجاده بگردم...
تمام زمین سجاده است... .
روزگارتون پر از لحظه های دو نفری با خداوند,,,
دیدگاه ها (۲)

#صدرالدین

#حیدر#صدرالدین

پارو که میزدمدر عمق امواج موی تومیمردم و زنده میشدمنکند بیدا...

به حال سجده بیفتم به احترام "علی"خوشا دمی که بمیرم به زیر گا...

سفیر کبیر Grand Ambassador

^فیک جونگکوک^(پارت۴۳)

گردباد خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط