وقتی مدیر برنامشون بودی
وقتی مدیر برنامشون بودی🌊
پارت۲
کوک:نه...میشینم کنارت
لونا:کوک بنگ شی هیونگ.....
کوک:شنیدم...حرفاتون رو شنیدم
لونا:چ...ی همشون رو؟
کوک:نه فقط یکمش رو
لونا:هوم....میگم تاحالا دوست دختر داشتی؟
کوک:هومم..آره ولی وقتی نوجوون بودم بی عقلی کردم یکم
لونا:ولت کرد؟
کوک:آره...توچی تاحالا دوست پسر داشتی؟
لونا:نه...تا۱۶سالگیم از پسرا دور بودم بعدش اومدم به این کار دیگه...
کوک:هوم...وای گرسنمه بیا بریم ی چیزی بخوریم
لونا:باشه
(موقع غذا خوردن ی تیکه غذا کنار لب لونا مونده بود که...)
کوک:(تیکه غذارو برداشتم و گذاشتم تو دهنم فکر کن تپش قلبش رو داشتم میشنیدم)لونا؟خوبی؟قرمز شدی
لونا:آم...آره....خ..خوبم...حیح....عالیم
کوک:خب...فکر کنم تا دوسه ساعت برسیم
لونا:آره...میخوای یکم بخوابی؟
کوک:آره..خوابم میاد
پارت۲
کوک:نه...میشینم کنارت
لونا:کوک بنگ شی هیونگ.....
کوک:شنیدم...حرفاتون رو شنیدم
لونا:چ...ی همشون رو؟
کوک:نه فقط یکمش رو
لونا:هوم....میگم تاحالا دوست دختر داشتی؟
کوک:هومم..آره ولی وقتی نوجوون بودم بی عقلی کردم یکم
لونا:ولت کرد؟
کوک:آره...توچی تاحالا دوست پسر داشتی؟
لونا:نه...تا۱۶سالگیم از پسرا دور بودم بعدش اومدم به این کار دیگه...
کوک:هوم...وای گرسنمه بیا بریم ی چیزی بخوریم
لونا:باشه
(موقع غذا خوردن ی تیکه غذا کنار لب لونا مونده بود که...)
کوک:(تیکه غذارو برداشتم و گذاشتم تو دهنم فکر کن تپش قلبش رو داشتم میشنیدم)لونا؟خوبی؟قرمز شدی
لونا:آم...آره....خ..خوبم...حیح....عالیم
کوک:خب...فکر کنم تا دوسه ساعت برسیم
لونا:آره...میخوای یکم بخوابی؟
کوک:آره..خوابم میاد
- ۳.۶k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط