نیستی
نیستی
و من بهانه ای دارم
تا
گیربدهم
به زمین و زمان
وتو
مثل همیشه
بایک خرمالو خاطره
شیرین می کنی دهانم را
و یادم می رود چقدر دوری
تو که نیستی
قدم ميزنم
جاده خیالت را
ونامت را
بلند ،بلند
انگور ،انگور
با لب واژه ها
در گوش شب مى خوانم
تا به خودش ببالد
هرسطر شعرم
وقتى به تصویر مى کشد
رد تو را
و من بهانه ای دارم
تا
گیربدهم
به زمین و زمان
وتو
مثل همیشه
بایک خرمالو خاطره
شیرین می کنی دهانم را
و یادم می رود چقدر دوری
تو که نیستی
قدم ميزنم
جاده خیالت را
ونامت را
بلند ،بلند
انگور ،انگور
با لب واژه ها
در گوش شب مى خوانم
تا به خودش ببالد
هرسطر شعرم
وقتى به تصویر مى کشد
رد تو را
- ۳.۸k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط