{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حیاط و

حیاط و
نرده و ایوان دوباره
شد انجیر و هلو مهمان دوباره

کشید از
تاب و تب، پشت زمین تیر
رسـید از راه، تـابـسـتـان دوباره ...

#شهراد_میدری

‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۹)

بعضی روزها هم اینطور پیش می آیدفکر میکنی و فکر میکنی و فکر م...

آب وقتی به جوش آمد از خودش کم و کسر می شود.تو هم وقتی جوشی و...

گیسو افشان کنبگذار منبه تعداد تار های مویت شعر ببافم.مصطفی_ی...

(نبرد عشق وانفجار)پارت ۴همهی قهرمانها وارد عمل میشن. تودوروک...

رمان تهیونگ

پارت‌دوم روزگاری غم: غم بیرون‌پنجره رو‌ نگاه کرد..در کمال ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط