darya29
۵۱۱
پسند
نیم ساعت پیش،
نیم ساعت پیش،
خدا را دیدم قوز کرده
با پالتوی مشکی بلندش
سرفه کنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت
و رو به ایوانی که،
من ایستاده بودم آمد،
آواز که خواند تازه فهمیدم،
پدرم را با او اشتباه گرفته ام ! حسین پناهی
دانلود
۲.۰k
۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۳
)
رمان اسیر خان پارت اول ۱
قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)
**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقهی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...
چند پارتی (درخواستی)
پارت سوم
𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:12بعد از خرید لباس عروس دومین چیز مورد علاقه ی ا....
#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو میکا_____ساعت نزدیک...
چند پارتی
رمان عشق ممنوع
رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین