{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگیه دیگه

زندگیه دیگه
گاهی خسته میشی ...
خیلی خسته میشی ...اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش ...
یه مدت بری سراغ خودت ...
هیچ کاری نکنی ...
حتی نفسم نکشی ...
اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی ...
یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ...

گم میشی ...
و هیچی توی دنیا بدتر از این نیست که ندونی کجای زندگیتی...
دیدگاه ها (۸)

یعنے میشہ؟! همین الآن یهویے ...

من که نه..اما دلمسخت تو را میخواهد

نگاهت میکنم اما نگاهم از تو میترسددل شیدای مست بی پناهم از ت...

خخخ والا بوخودا باس لپ داشته باشی

سناریو ( وقتی که یواشکی داری خود//کشی میکنی و مچتو میگیرن )-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط