{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سر شب

از سر شب
روی تخت افتاده‌ام،
چشم‌هایم را بسته
و جای خواب
به فکر فرو‌ رفته‌ام.
این شب
زیر این سقف
روی این تخت‌،
تنها جایی است
که نیستم.

😔 ✌ ️
💔 💔
دیدگاه ها (۱)

بی انصاف...پاک فراموش کرده ایدلی را که برایت لک زده است..

#لٌـعنتی مُیشُہ بگی#چٌہ حٌسٌی ـכاشتی #وقتایی کُہ #الکی میگفت...

‌‌یک روز می آیی که مَندیگر دُچارت نیستم ..😔 😔 ✌ ️💔

‌‌‌‌ ‌    ‍ ‌‌‌‌       ‌‌ای ڪـاش آدم میتـونست ...بــرگـــــر...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۶با بالا و پایین شدن تخت متوجه فرد...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۰۷کمی تکون خورد ولی جایش به حدی تنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط